تبليغاتX
وبلاگ نظرخواهی ها

وبلاگ نظرخواهی ها

نظر خواهی در مورد سوال مطرح شده

سال سگ

خيلي وقته مي خواستم يه مطلب بنويسم ولي چيزي به ذهنم خطور نكرده بود تا اينكه اون اس ام اس كذايي بدستم رسيد خيلي جالب بود و سوژه اي شد واسه نوشتن....:

امسال در طالع بيني چيني سال سگ ناميده شده خب از اونجايي كه خودم متولد سال سگ هستم و سگ ها رو خيلي دوست دارم گفتم يه كمي در مورد خصوصيات سگ ها  صحبت كنم .

اكثر جوونا به حيوانات علاقه دارند و  دلشون مي خواد در دوران جواني يه حيوون خانگي داشته باشند و چه حيووني جالب تر و باو وفاتر و متنوع تر (از نظر شكل و شمايل و نژاد) از سگ!! البته ما ايراني ها مخصوصا تهراني ها وساكنين شهرهاي بزرگ به اين دليل كه در قوطي كبريت زندگي مي كنيم و جا براي نگهداري آقا سگه نداريم ، يا به علت اينكه مادر خونواده از سگ مي ترسه نتونستيم يكي از اين حيووناي با وفا رو صاحب بشيم.

انواع سگ ها:

سگ ها انواع مختلفي دارند مثلا سگ هاي پشمالو و بزرگ كه براي زندگي در مناطق كوهستاني سا خته شدن نمومنه اش هم "بل" بود سگ "سباستين"،‌بعضي سگ ها هم كه دختر كش هستن و البته سگ مورد نظر هم خودشو واسه سگ ها مي كشه مثل" بارون" سگ "پرين" يا "پاكوتاه" سگ "حنا" اين سگ ها در بعضي مواقع كارهايي مي كنن كه حتي"سگ آقاي پتي ول" هم از عهده اش بر نمي ياد، بعضي از سگ ها هم كه آماده هر گونه همكاري با صاحب خود هستند حتي حاضرن در مواقع اضطراري علامت مخصوص حاكم بزرگ مي تي كمون رو هم نشون بدن منظورم سگ هايي مثل"زنبه" هستن البته اين مدل سگ ها يه كمي زياد از حد مي خوابن   
 مي تونم "بشوك "رو معرفي كنم معركه بود سگ تر از اين سگ نديدم . البته ديگه وقت نيست كه در مورد "
هاپو كومار" و "پامپين" و ......بگم.

حالا اگر بخوايم يه كمي مثلا حدود 2000 سال بريم عقب تر مي بينيم يه سگ مثل "سگ اصحاب كهف" هم وجود داره شاعر مي گه

پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش بر باد داد   ///   سگ اصحاب كهف پي نيكان گرفت و مردم شد

بعضي از سگ ها هم هستن كه كارشون مبارزه با مفاسد اجتماعي و قتل و غارته مثل "ركس" و "جو".

خلاصه اينكه اين سگ ها عليرغم واقعي و يا غير واقعي بودن خصوصيات زيادي رو به تصوير مي كشن كه مي تونيد آنها را در متولدين سال سگ ببينيد مثل وفاداري ،‌مثل عشق به خانواده و ...، اكثر متولدين سال سگ وقتي به عشقشون مي رسن ديگه هيچ كس و هيچ چيزي نمي تونه اونا رو از هم دور كنه.البته سگ ها يه اخلاق سگي هم دارن كه بهتره وقتي قات مي زنن از اونا دوري كنيد. اما بچه هاي متولد سال سگ بچه هاي نازكدل و مهرباني هم هستند و شيفته كمك به همنوع.

در هر صورت اميدوارم امسال سال خوبي براي همه دوستان و هركسي كه اين مطلبو مي خونه باشه.

راستي هميشه از سال سگ بهترين خاطرات براي شما باقي مي مونه كه تا عمر داريد فراموشتون نمي شه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 21:59  توسط جهانگرد  | 

تبریک

سلام بچه ها

سال نو را پیشا پیش تبریک می گم به همگی شما.

سال خوبی داشته باش         با پر رویی با ما باش

تار و پودم ایران همه وجودم ایران     خودم دیار غربت همه وجودم ایران

سال جدید سال سگه به همه متولدین ۱۳۶۱ تبریک می گم.

عاشق باشید و برای سال نو دلهاتون رو خونه تکونی کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 23:58  توسط جهانگرد  | 

سلام

سلام من اومدم بعد از ۶ ماه دوباره بنويسم اميدوارم بياييد و با نظرات خوبتون به ما كمك كنيد.

نظرتون راجع به انرژي هسته اي چيه بچه ها؟؟؟

فکر میکنید اگر حق مسلم ماست چه چیزای دیگه ایی قبل از این و بعد از این حق مسلم ماست؟؟

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 12:25  توسط جهانگرد  | 

بازگشت از خدمت

با سلام خدمت سرورانم آموزشی تموم شد.

نظرتون راجع به ورود اتباع خارجی به ایران و کارکردن در ایران چیه؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1384ساعت 19:4  توسط جهانگرد  | 

سوال 7

بچه ها من دارم ۲ تیر می رم خدمت مقدس سربازی ............

نظرتون راجع به سربازی چیه؟؟؟؟؟؟

راستی دنبال یه همکار هستم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384ساعت 12:11  توسط جهانگرد  | 

سنت شکنی

سلام

سنت شكي كردم داستان نوشتم.البته داستان از عزيز نسين هستش.

 

موشها همديگر را ميخورند..

 

يك زماني در يكي از كشورها ..

نخير من اين داستان را بصورت يك قصه نمي گويم ....چون حقيقت داره عين موضوع را كه چه وقت اتفاق افتاده شرح ميدهم...

زمان آن بعد از ميلاد مسيح است و مكان آن در يكي از سرزمين هاي معروف است .

خب حالا كه زمان و مكان قصه معلوم شد برويم سر مطلب...

در زماني كه گفتيم و در مملكتي كه معرفي كرديم يك انبار بزرگي بود ... توي اين انبار اجناس زيادي از خوردني و پوشيدني و سوختني وجود داشت....

خوردني ها از قبيل برنج ، نخود، لپه، لوبيا، باقلا و سبزيجات يكطرف گندم و جو و ذرت يكطرف  صابون و روغن و پارچه ها و كفش و كلاه هر كدام محل جداگانه ايي داشتند.

صاحب اين انبار آدم زيرك و با تجربه ايي بود.. سالها كار كرده و از هيچي به همه چيز رسيده بود...در اين مدت هيچكس نتوانسته بود ديناري سر او كلاه بگذارد و كسي پيدا نشده بود كه يك پر كاه از اجناس او را سرقت بكند...

اما از چند ماه پيش موشهاي بزرگي كه توي انبار پيدا شده و هر روز بطور سرسام آوري زياد ميشدند .روزگار صاحب انبار را سياه كرده و كاملا او را بيچاره و درمانده كرده بودند.

نمي دانست چكار بكند !

موشها به هيچ چيز رحم نميكردند پارچه ها را مي جويدند خوردني ها را بهم مي ريختند ... پنير و روغن ها را خراب ميكردند...

البته صاحب انبار با تجربه بيكار ننشسته و دست روي دست نگذاشته بود با تمام قوا براي دفع موشها فعاليت ميكرد اما اثر نداشت پنيرها روز به روز كمتر پوشيدني ها هر روز سوراخ تر و گوني هاي برنج و آرد پاره تر مي شد ...

انبار كالاي او ميدان  مشق موشها شده بود و تمام شبانه روز موش ها به دنبال يكد يگر از اينطرف به آنطرف مي دويدند.

موشها از بس كه پنير و بلغور خورده بودند قدشان به اندازه يك گربه شده بود و چيزي نمانده بود به بزرگي

يك سگ شوند!

صاحب انبار كشنده ترين سم ها را سر راه موش ها ميگذاشت ولي هيچ نتيجه اي نداشت... چطور بعضي آدم ها به مرور به مواد سمي عادت ميكنند واز خوردن آن نشئه ميشوند؟ موش ها هم همينطور به سم

ها عادت كرده بودند اگر يك روز به آنها سم نمي رسيد تلافي خماري را سر اجناس انبار در مياوردند و بيشتر خسارت مي زدند!

صاحب انبار چند تا گربه قوي پيدا كرد و توي انبار انداخت تا حساب موش ها را برسند اما موش ها گربه ها را هم خوردند!... ديگر هيچ نيرويي قادر نبود جلوي حمله موش ها را بگيرد...

صاحب انبار به فكر افتاد تله هاي بزرگي درست كند و موش ها را بگيرد... هر شب چند تا از موش ها توي تله مي افتادند ولي چه فايده چند برابر آنها توليد نسل مي شد!

صاحب انبا رنمي خواست تسليم بشود... پس از مدتي فكري به نظرش رسيد ، چند تا قفس آهني بزرگ ساخت ، موش ها يي را كه هر شب با تله مس گرفت توي قفس ها مي انداخت... به اين موش ها غذا

 نمي داد و آنها را گرسنه نگه مي دا شت ... يكروز ... دو روز ... سه روز... پنج روز گذشت موش ها كه عادت به پر خوري كرده بودند به جان يكديگر افتادند . قوي تر ها ضعيف تر ها را مي خوردند و شكمشان سير مي شد ... به اين  ترتيب موشها روزي سه چهار تا از همجنس هاي خود را مي خوردند .

قفس موش ها بصورت ميدان جنگ در آ مده بود...

بعد از مدتي توي هر كدام از قفس ها يك موش قوي باقيمانده بود كه علاقه عجيبي به خوردن همجنسان خود پيدا كرده بود.

صاحب انبار با تجربه در قفس ها را باز كرد و اين موش ها را توي انبار انداخت در مدت كمي موش هايي كه عادت به خوردن همجنسان خود پيدا كرده بودند نسل موش ها را برچيدند.

حالا مي خواهم از شما سوال كنم ... ميدا نيد اين نقشه شيطاني  چگونه به فكر صاحب انبا ر رسيد كه موش ها  را به جان يكديگر بيندازد و شر آنها را از سر خود باز كند؟

اگر جوابش را پيدا نكرديد خودم براتون توضيح ميد هم ...

اين آقاي صاحب ا نبا ربا تجربه خودش هم شركاء و سهامدارانش را با اين حيله از ميدان در كرده و سهم آنها  را بالا كشيده بود ... صاحب ا نبا ر خودش همان موش قوي و گردن كلفتي است كه همه را از بين برد و خودش  صاحب انباري به اين بزرگي شد .

از اين داستان نتيجه ميگيريم كه موش ها خودشان يكديگر را مي خورند و هر بلايي سر هر كس مي آيد از همجنس خودش است.

**********************************************************************

نظر شما چيه؟؟

توشه راه:

اين گناه بزرگي است كه انسان خوشبخت  نباشد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1384ساعت 11:50  توسط جهانگرد  | 

سوال 6

سلام

ببخشيد اينقدر دير آپ كردم آخه دنبال كار سربازي بودم.

1- بچه ها نظرتون راجع به برج میلاد   چيست؟(می گن کج شده)

2- هر كس مي خواد توي  www.cloob.com عضو بشه يه ندا بده دعوتنامه بفرستم.

3- اگر بچه ها موافق هستن ايندفعه يه قرار بذاريم كه همه باشن اعلام آمادگي كنيد  همه بچه ها بیان یه جا با هم آشنا شیم. قالب نویسی هم یاد بگیریم .ok!!!

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1384ساعت 21:32  توسط جهانگرد  | 

سوال 5

 !Wow

سلام بابا ببخشيد به قول سام عزيز رفته بودم جهانگردي حالا برگشتم و دوباره به شما دوستان نياز دارم. سوالي به نظرم نمي رسه ولي نه صبر كنيد يه سوال فانتزي دارم واستون:

 1- بچه ها سال 1384 سال خروسه هر چي به نظرتون مياد بگيد استفاده كنيم؟!!

2- راستي مي خوام يه قرار وبلاگي واسه 11 فروردين فيكس كنم اگر تعداد بيش از 10 نفر شد محل رو به همه اطلاع مي دم و براي اين كار كساني كه پايه هستند من رو با nazarkhahi_83@yahoo.com توي مسنجر هاشون add كنند. البته وبلاگ نويس هايي كه تهران هستن بقيه هم اگر مي تو نن خودشون رو برسونن.!!!!؟؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1384ساعت 14:0  توسط جهانگرد  | 

جمع بندي سوال 4

من قبلا هم گفتم از سياست خوشم نمي ياد پس برداشت از سوال به عهده خودتون باشه ببخشيدهاااااا.!!!! واعظان كين قصه در محراب و منبر مي كنند چون به خلوت مي رسند آن كار دگر مي كنند از حافظ شيرازي
+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1384ساعت 13:59  توسط جهانگرد 

راستی سال نو بر همه دوستان مووووووووو  بااااااا       ررررررر     کککککککک    بادددددددد.!!!!!!!

بچه ها سوال ۴ رو لطفا جواب بدید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1383ساعت 17:15  توسط جهانگرد  |